آخرش یک نفر از راه میرسدکه بودنش جبرانِ تمامِ نبودنهاستجبرانِ تمامِ بی انصافیها و شکستنها …یکی که با جادویِ حضورش دنیایِ تو را متحول میکند …جوری تو را میبیند که هیچ کس ندیده …جوری تو را میشنود که هیچ کس نشِنیده …و جوری روحِ خسته تو را از عشق و محبت اشباع میکندکه با وجود او دیگر نه آرزویی میماند برایِ نرسیدنو نه حسرت و اندوهی برای خوردن …دستش را که گرفتی در چشمانش که نگاه کردی بگو:تو مثل باران هستی
برچسب:
نویسنده: کامران صالحپور
تاريخ: دوشنبه
9 مرداد
1402 ساعت: 12:02